عيسى ولائى
39
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
عاجز بماند ، به آن مجتهد متجزى گويند . در واقع تفاوت ميان آن دو نيرو و ملكه كمّى است ، نه كيفى . به اين معنى كه مجتهد مطلق ملكات بسيار دارد . ولى مجتهد متجزّى داراى ملكات و نيروى محدودترى است . زيرا مدارك از نظر سهولت و صعوبت متفاوت است . و متجزّى در صورت آسان بودن مدارك مىتواند استنباط داشته باشد ، امّا در مدارك دشوار چنين قدرتى را ندارد . سؤال 1 . آيا در استنباط احكام تجزّى ممكن است يا خير ؟ جواب : اكثر فقها قائل به امكان تجزّى هستند . زيرا اوّلا اجتهاد مطلق دفعى نبوده ، بلكه تدريجى است . و معناى تجزّى نيز همين است . ثانيا اطلاق حجيّت آيات و اخبار شامل كسى كه آشنا و عالم به بعضى از احكام باشد نيز مىشود . مرحوم آخوند خراسانى نه تنها تجزّى را ممكن به شمار مىآورد ، بلكه لازم و ضرورى نيز مىداند . « 1 » اهل سنّت نيز تجزّى در اجتهاد را ممكن مىدانند . غزالى مىگويد : « لازم نيست مجتهد جواب هر سؤالى را بداند . به ديگر سخن از شرايط اجتهاد قدرت پاسخگويى به هر سؤالى نيست . همان گونه كه مالك در سى و شش مورد از چهل سؤال كه از ايشان شد گفت : نمىدانم . شافعى نيز چنين بوده است . حتى صحابه نيز در بسيارى از مسائل به جهت عدم آگاهى به پاسخ آنها توقف كردند . » « 2 » سؤال 2 . آيا متجزّى مىتواند به حكمى كه خود استنباط كرده ، عمل كند ، و مقلّد خودش باشد يا خير ؟ جواب : اكثريت قريب به اتّفاق قائل به جواز هستند ، و رجوع به غير را در آن مسائل جايز نمىدانند . زيرا : 1 . اگر بپذيريم كه مجتهد متجزّى در مسائلى كه خود استنباط كرده به مجتهد مطلق رجوع كند ، لازمهاش رجوع عالم به جاهل است . چون مجتهد متجزّى در آن مسئله مجتهد مطلق را در خطا مىبيند ، و اجتهاد خود را درست مىداند . « 3 » ( البتّه اگر در مسألهاى اختلاف بين مجتهد مطلق و مجتهد متجزّى باشد . ) 2 . حجيّت علم از لوازم قهريه علم است . و به اصطلاح حجيّت قطع و يقين ذاتى است . بنابراين چگونه ممكن است به كسى كه علم به حكمى پيدا كرد ، گفته شود : علم تو براى خودت حجّت نيست ! « 4 » غزالى مىگويد : اجماع و اتّفاق آراى اهل نظر بر اين است كه مجتهد متجزّى حق رجوع به غير را ندارد . « 5 » سؤال 3 . آيا ديگران مىتوانند از مجتهد متجزّى در آن مسائل كه قدرت استنباط دارد ، تقليد كنند يا خير ؟ جواب : برخى از صاحبنظران مىگويند جايز نيست مگر در مسائل عام البلوى و اظهار مىدارند : ظاهر اخبار در مورد مجتهد مطلق است . « 6 » امام خمينى مىگويد : استادم مىفرمود : « فقه از
--> ( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 428 . ( 2 ) . المستصفى من علم الاصول ، ج 2 ، ص 354 . ( 3 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 611 . ( 4 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 611 ؛ اصول الاستنباط ، ص 315 . ( 5 ) . المستصفى من علم الاصول ، ج 2 ، ص 384 . ( 6 ) . اصول الاستنباط ، ص 316 .